|
|
|
|
|
یا ابا صالح المهدی
خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید دست افشان پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم می روم بار دگر مستم کند بی سرو بی پا و بی دستم کند میروم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلارخی مجنون شوم هر که نشناسدامام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را با همه لحن خوش آواییم در به در کوچه تنهاییم ای دو سه تا کوچه زما دورتر هر که به دیدار تو نائل شود دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس هجاز دارد به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم کدام گوشه مشعر کدام کنج مناع به شوق وصل تو در انتظار بنشینم روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی روا مباد که ارباب جز تو بگزینم چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم به لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
تقديم به وجود مبارک حضرت وليعصر (عج)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 4:40 قبل از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ثار الله
دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا(۲) حسین حسین یا ابا عبد الله الحسین اونايي كه صاف و پاك اند بي ريا مثال خاك اند دلشون به شور و ِشينه عشقشون فقط حسينه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حمید
ميخواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکند. اگر کسی دلم را شکست چيزی احساس نکنم. تا اگر با مشکلات زندگی برخورد کردم بی پروا به آغوش گرم صاحبم پناه ببرم تا مشکلات و سختيها گزندی به من نزنند. اما چه خوب بود که همين انسان خاکی بودم اما سرم به سنگ نميخورد و کسی دلم را نمیشکست و مشکلات اين گونه مرا از پای در نمی آورد.
انسان درختي است كه از خاك فرهنگ خويش تغذيه ميكند با تاريخ خويش رشد مينمايد و وارث تماتم دست آوردهاي گذشته ملت در توالي قرون و توارث نسلها است و طبيعي است كه خويشاوندي راستين انسان اشتراك با قرابت ميان دو انسان در اين خون است خوني كه در رگ جان آدمي جاريست و حيات انسان بدان است و دل انسان با آن ميتپد و روح اين است. زندگي يعني نان آزادي فرهنگ ايمان و دوست داشتن! (دكتر علي شريعتي) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام او که همه دوستش داریم
كيست كه بتواند آتش بر كف دست نهد با ياد كوهاي پر برف قفقاز خود را سرگرم كند يا تيغ تيز گرسنگي را با ياد سفره هاي رنگارنگ كند كند يا برهنه در برف ديماه فرو غلتد و به آفتاب تموز بيانديشد هيچ كس هيچ كس چنين خطري را به چنين خيالي تاب نيارد از آنكه خيال خوبيها درمان بديها نيست بلكه صد چندان بر زشتي ان مي افزايد.
(شكسپير)
(دکتر علی شريعتی) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||